بازخوانی روایت اکتشاف نفت در گفت و گو با خسرو معتضد
دوشنبه, 06 خرداد 1387 15:49


 

 

بازخوانی روایت اکتشاف نفت در ایران در گفت‌وگو با خسرو معتضد، نویسنده و مورخ معاصر

آغاز ره صدساله نفت

هما کبیری - امروز درنگی باید که از دالان زمان به گذشته نگاه کنیم ، 5 خرداد 1387 یکصد سال تاریخ نفت را در این سرزمین پشت سر گذاشته‌ایم و اینک ما هستیم که کوزه به دست در کنار دریا به تماشا ایستاده‌ایم، هیبت امواج و زیبایی کرانه آبی دریا ما را به‌وجد آورده؛ اما چه سود که کشیدن بحر در کوزه ممکن نیست، ولی چاره چیست؟ جز لختی در ساحل آن آسودن و به قدر رفع تشنگی چشیدن ؟ حالا حکایت ماست، که تشنه دانستن و سرک کشیدن به هزار توی این تاریخ صدساله‌ایم، اما مرور یک قرن از کشف نفت و جریان آن در زندگی‌مان به این مجال کوتاه ممکن نیست، پس به قدر گنجایش همان کوزه از دریای ماجراهای این قصه صدساله توشه برداریم. پای صحبت خسرو معتضد نویسنده و مورخ معاصر نشسته‌ایم که ایشان با کلام شیرینش از آغاز این ره صدساله سخن گفته‌است.

خسرو معتضد برای علاقه‌مندان به مطالعه تاریخ نام آشنایی است اطلاعات گسترده وی از جزئيات وقايع تاريخ ايران همواره تحسين و شگفتي مخاطبانش را به همراه داشته‌است. شیرینی لحن او آن‌گاه که بر صفحه تلویزیون ماجراهای تاریخی را روایت می‌کند، تصویری جذاب از برش‌های تاریخ را در ذهن بیننده می‌آفریند. معتضد از آغاز جوانی کار در رادیو و مطبوعات را تجربه کرده‌است و در سال 1343 همزمان با سردبیری مجله ترقی اولین کتابش را منتشر می‌کند و امروزه پس از 44 سال نويسندگي 80 جلد کتاب در کارنامه‌اش به ثبت رسانده‌است که موضوع اکثر آن‌ها به تاریخ معاصر مرتبط است و از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: بردار كشيدن شيخ فضل‏الله نورى؛ كميته مجازات؛ ناكامان كاخ سعدآباد؛ در عصر دو پهلوى؛ از سوادكوه تا ژوهانسبورگ؛ سيد ضياءالدين، سياستمدار دو چهره؛ جنگ نفت روى شن‏هاى داغ؛ سپهبد بختيار، سايه سنگين شاه؛ تاريخ 57 ساله پهلوى و جنبش‏هاى تجزيه‏طلبانه؛ تنش بزرگ، سياست خارجى ايران در عصر رضاشاه؛ درون ارتش شاه؛ 30 سال جاسوسى در ارتش شاه و آن سوى ديوارهاى كاخ پهلوي

 

از چه زمانی موضوع کشف نفت در ایران جدی می‌شود؟

ایران در دوران قاجاریه با پدیده تازه‌ای به نام نفت مواجه شد که برای ایرانی‌ها اصلا هیچ اهمیتی نداشت و از آن اطلاعی نداشتند. چرا که نفت در طول قرون متمادی در ایران در چشمه‌هایی در خوزستان دیده می‌شد و ایرانی‌ها به آن توجهی نداشتند و اینگونه که در تاریخ ثبت شده در قرن 19 برای معالجه جرب (بیماری پوستی حیواناتی نظیر شتر ) از نفت استفاده می‌کردند.

در همان قرن 19 مطالعاتی در مورد نفت آغاز می‌شود و شخصی به نام لوفتوس به این نتیجه می‌رسد که ایران منابع عظیم نفت دارد. گزارشی در یکی از موسسات آرشیوی وجود دارد که از سوی یک شرکت انگلیسی در اواخر دوران ناصرالدین شاه تهیه شده‌است و در آن از وجود معادن فراوان ایران یاد شده‌است. این گزارش بسیار مفصلی است و اطلاعات جالبی دارد که نشان می‌دهد تقریبا از همان زمان توجه خارجی‌ها به منابع ایران جلب شده‌است. در اواخر قرن 19 صحبت استفاده از مایعی به نام بنزین پیش می‌آید که از نفت گرفته می‌شد. این بود که نفت اهمیت پیدا کرد و توجه انگلیسی‌ها را جلب کرد. ژاک دمورگان در 1894 پس از بازگشت از ایران در یک مجله مقاله‌ای درباره معادن نوشت و ایران را دارنده منابع سرشار نفت خواند و گفت ایران، روی دریای نفت است و قبل از این‌که خود ایرانی‌ها متوجه باشند، نفت ایران بر سر زبان‌ها افتاد و می‌گفتند، یکی از بهترین معادن نفت جهان در ایران است.

ایرانی‌ها از وجود این معدن اطلاع نداشتند یا ارزش آن‌ها را نمی‌دانستند؟

هیچ اطلاعی نداشتند و در دنیا هم تازه به آن پی برده بودند. گسترش وسایل حمل و نقل شاید ایده اولیه را ایجاد کرد.

در 1901 بهره‌برداری از نفت خاک ایران به استثنای 2 ایالت و 3 ولایت شمالی کشور را برای مدت 60 سال به شخصی به نام ویلیام ناکس دارسی از اهالی استرالیا واگذار می‌کنند که حق انحصاری استخراج نفت، حمل و نقل، تصفیه و فروش نفت و همچنین لوله‌کشی تا خلیج‌فارس را به دست می‌آورد. دولت هم زمین‌هایی را که بایر بودند و متعلق به دولت بودند را مجانی به وی واگذار کرد. در واقع، یک شرکت دانشمند انگلیسی این حق را دریافت کرد. خود دارسی هیچ وقت به ایران نیامد. مهندس رینولدز را به ایران فرستاد که مطالعه را شروع کردند. جالب این است که دولت به هیچ شرکتی اجازه رقابت با این شرکت را نداد. مظفرالدین شاه مبلغ خیلی ناچیزی حدود 15هزار لیره دریافت کرد و 40 هزار لیره هم بین دیگران تقسیم شد. یعنی براساس امتیازنامه دارسی که بین 2 کشور امضا شد و در دفاتر دیوانی ثبت شد، فقط از درآمد نفت حدود 16 درصد به ایران می‌رسید.

کار جست‌وجو و اکتشاف نفت چگونه و از کجا شروع شد؟

در جایی به نام چاه سرخ در شمال ناحیه قصرشیرین، اولین چاه نفت را حفر کردند، که در تابستان 1282 در عمق 507 متری به گاز و بعد به نفت رسید. به دنبال آن، چاه دیگری در همان منطقه حفر کردند که در عمقی مشابه چاه قبلی به نفت رسید و روزی 30 تن نفت از آن به‌دست می‌آمد که پس از مدتی با کاهش مواجه شد و به 25 تن در روز رسید. علاوه بر حجم پایین نفت این چاه‌ها به علت فاصله زیاد بین چاه سرخ و خلیج‌فارس برای انتقال نفت به لوله‌کشی طولانی نیاز بود که غیر اقتصادی به نظر می‌آمد. بنابرین دارسی گفت که دیگر در این ناحیه کار نمی‌کند.

اولین شرکت بهره‌برداری در زمان قاجار به نام استخراجات اولیه معروف شده بود. با سرمایه 600 هزار لیره. در سال 1284 شرکتی به نام سندیکای امتیازات پدید آمد. دارسی شرکت نفت برمه را هم به کمک طلبید. در سال‌های 1285 و 1286 یعنی دقیقا زمانی که ایرانی‌ها سرگرم مشروطه هستند، ایشان در ناحیه چاه سرخ عملیات را متوقف کرد و وسایل حفاری را به سختی به ناحیه‌ای به نام ماماتین نزدیک رامهرمز، در شمال اهواز انتقال داد. ابتدا زیر نظر رینولدز و مهندسان کانادایی 2 حلقه چاه آزمایشی حفر شد،. اولین چاه در عمق 661 متری و دومی در عمق 591 متری بدون اخذ نتیجه رها شد. بعد دوباره شروع به حفاری چاه دیگری کردند که در سال 1287 اولین چاه نفت - چاه شماره یک میدان نفتون- در مسجد سلیمان در عمق 360 متری به نفت برمی‌خورند. دارسی در این موقع کار را رها کرده بود، چون سرمایه‌گذاری‌هایش نتیجه نداده بود و حتی قصد خودکشی داشت. چاه نفت دوم هم 10 روز بعد از حفر چاه اول در عمق 307 متری به نفت رسید.

بعد از کشف نفت در مسجد سلیمان ادامه ماجرا چگونه پیش رفت؟

دقیقا وقتی ایرانی‌ها مشغول جنگ مشروطه بودند، انگلیسی‌ها در آوریل سال 1909 شرکت نفت ایران و انگلیس را با سرمایه 2 میلیون لیره که نصف آن پرداخت نشده بود به جای شرکت سندیکای امتیازات در لندن ثبت می‌کنند. 970 لیره این شرکت متعلق به شرکت نفت برمه بود. 30 هزار سهم هم به بخش خصوصی می‌فروشند. بعد شخصی به نام لرد استرادکونا رییس هیئت مدیره می‌شود. این در حالی است که در آن زمان، ایرانی‌ها از جنبه استراتژیک نفت خبر ندارند و هنوز شترهایشان را در نفت می‌شویند و زخم‌های سطحی روی بدن افراد را با آن معالجه می‌کنند. این نفت، میلیون‌ها سال در زیر خاک ایران بود و ما از آن استفاده نمی‌کردیم به همین دلیل، انگلیسی‌ها مدعی بودند که سهم بیشتری متعلق به آن‌هاست، ما حتی مهندس هم نداشتیم.

در اوایل سال بعد، شرکت دیگری به نام شرکت نفت بختیاری را تاسیس می‌کنند. سرمایه این شرکت 400 هزار لیره است. یک عده از این بختیاری‌ها را به عنوان ناتور(نگهبان) استخدام می‌کردند که از لوله‌ها مراقبت کنند، این‌ها را سهیم کردند. شیخ خزعل نامی در خوزستان همه کاره بود، امیر تام‌الاختیار بود. این‌ها از شیخ خزعل یک مایل‌مربع از اراضی آبادان را به عنوان این‌که پالایشگاه بسازند می‌خرند. بعد حفاظت منطقه آبادان را هم به شیخ خزعل می‌سپارند. ساختمان پالایشگاه آبادان بین سال‌های 1289 تا 1292 ادامه پیدا می‌کند. ظرفیت اولیه پالایشگاه هم 120 هزار تن در سال است که بعدها به تدریج ظرفیت آن افزایش پیدا می‌کند تا سال 1920 به یک میلیون تن می‌رسد که در آن زمان باورکردنی نبود و این پالایشگاه بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان بود.

از این‌جا دیگر شرکت نفت ایران و انگلیس شروع به کار کرد. اولین نفتی که صادر شد هم به شکل خام و 43 هزار تن بود سال بعد 81 هزار تن، 2 سال بعد این رقم به 274 هزار تن رسید. و به این ترتیب، صادرات آغاز شد.